هبوت(ط)

 
نویسنده : sepideh rezaei - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٤
 

و اما مرگ!:

وقتي که در آينه مي نگري ، آينه مي شکند ، يا بغض تو ؟

یكي مي گفت مرگ را چه عرض كنم ولي زندگي ، خيلي دنگ و فنگ داره

زندگي را چه عرض كنم ، ولي مرگ خيلي چيزها را عوض مي كند!

زندگي يك معادله چند مجهولي است كه تنها جواب معين آن مرگ است

زندگي يك راز است ، رازي كه مرگ آنرا افشا مي كند

مرگ پايان همه چيز نيست ، آغاز خيلي چيزهاست

به سادگي از كنار زندگي گذشت و همانقدر ساده هم درگذشت

وقتي پرونده هاي عزراييل قاطي مي شود ، افراد بي گناه كشته مي شوند

آنقدر دست و دلباز بود که زندگی اش را به عزراييل بخشيد

سنگ قبر آدم تشريفاتي سنگين تر از بار گناهانش است

با چوب درختي كه در بهار سبز نشود تابوت مي سازم

       آيا از اين واژه زيباتر کسی شنيده؟                                  


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : sepideh rezaei - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٤
 

سال نو با کمی تاخیر مبارک!

باز از اون جمله ها که بعضی ها دوست دارن :

هيچ راهي مطمئن تر از لبخند براي نزديكي آدمها به يكديگر وجود ندارد

محبت تنها چيزي است كه در مصرف آن نبايد صرفه جويي کرد

عشق ،‌ فنا شدن نيست ، فدا شدن است

در ليست حراج اجناس عتيقه نام عشق را هم ديدم

آنقدر ناز طرف را كشيد كه جوهر خودكارش تمام شد

گاهي يک لبخند ساده آسانتر از مواد منفجره قلبي را ويران مي کند

.

.

.

 دوستان زیاد جدی نگیرن! حالا عید بود و یک کم مهربونیشو زیاد کردیم!!

 


 
comment نظرات ()